در دهمین جشنواره هنرهای آسمانی؛
کارگردان مستند «مادر پسرها» گفت: این فیلم بازخوانی زندگی ام البنین منصورخانی و زیست جهادگرایانهی یک زن ایرانی در بستر تاریخ معاصر است.
به گزارش روابط عمومی مرکز هنری رسانه ای نهضت؛ همزمان با برگزیده شدن فیلم مستند داستانی مادر پسرها به کارگردانی و تهیه کنندگی سید مجید طاهری در دهمین جشنواره هنرهای آسمانی با سید مجید طاهری تهیه کننده و کارگردان این مستند داستانی گفت و گو کردیم.
کارگردان این مستند درباره سوژه این فیلم داستانی مستند گفت: «مادر پسرها» صرفاً یک مستند زندگینامهای یا حتی روایتی خطی از یک بانوی ایثارگر نیست؛ این فیلم تلاشی است برای بازخوانی زیست جهادگرایانهی یک زن ایرانی در بستر تاریخ معاصر. روایت از کودکی خانم ام البنین منصورخانی آغاز میشود؛ جایی که فقدان مادر، آن هم در منطقهای محروم چون زابل و در شرایط فقدان حداقلهای بهداشتی و درمانی، به یک «سؤال وجودی» در ذهن او تبدیل میشود، اینکه چگونه میتوان خلأ رنجِ مردم را پر کرد. پاسخ او، انتخاب آگاهانه مسیر علم، خدمت و بازگشت به جغرافیای محرومیت است؛ قبولی با رتبه ممتاز در دانشگاه علوم پزشکی تهران و سپس بازگشت به سیستان، دقیقاً نقطه مقابل منطق رایج مهاجرت معکوس نخبگان است. این کنش، خود یک بیانیه اجتماعی است.
وی در پاسخ به اینکه چرا جغرافیای خدمت اسوژه مستند در ادامه زندگی تغییر میکند ادامه داد: در منطق روایی فیلم، تغییر جغرافیا بهمعنای تغییر مأموریت نیست. ازدواج، خانم منصورخانی را از جنوب شرق به شمال شرق کشور میکشاند، اما «روح مسئولیت اجتماعی» و «تعهد به خدمت» ثابت میماند. در خراسان شمالی، او علاوه بر طبابت، وارد میدانهای اجتماعی، سیاسی و دینی میشود و همین سیر طبیعی، زمینه حضور او در جبهههای دفاع مقدس و خدمت مستقیم به رزمندگان را فراهم میکند.
ما در فیلم نشان میدهیم که جهاد، همیشه در خط مقدم خلاصه نمیشود؛ گاهی در درمان، گاهی در سازماندهی اجتماعی و گاهی در تربیت نسلی مؤمن و مسئول تداوم پیدا میکند.
کارگردان مستند درباره بازنمایی مفهوم زندگی زینب وار در مستند توضیح داد: سبک زندگی زینبوار برای ما یک شعار نبود؛ یک چارچوب تحلیلی بود. از نوجوانی و مبارزات انقلابی، حضور در جهاد سازندگی، ایفای نقش در دفاع مقدس، تا تحمل فقدان فرزند شهید و پس از آن؛ بانو منصورخانی نه به سکوت پناه برد و نه به انزوا. امروز نیز، با وجود کهولت سن، همچنان در امور عامالمنفعه و فعالیتهای خیرخواهانه در خراسان شمالی فعال است. این استمرار، همان «روایتِ بعد از مصیبت» است؛ چیزی که حضرت زینب(س) آن را به اوج رساند و این بانو در زیست معاصر خود بازتولید کرده است.
طاهری درباره چالشهای تولید این مستند افزود: بهعنوان تهیهکننده، ناگزیر از مسیر مرسوم تولید در صداوسیما بودم؛ یعنی جذب مشارکت. نزدیک به ۲۰ نهاد و سازمان، بهصورت نقدی یا لجستیکی در این پروژه حضور داشتند. جمع زمانی پروژه، حدود ۷ ماه پیشتولید و ۳ ماه تولید و تدوین بود.
در ۲۰ فروردین ۱۴۰۳ و در حضور مادر محترم شهید، خانواده ایشان و جمعی از اهالی رسانه، رسماً آغاز پروژه اعلام شد و از ۱۰ اردیبهشت، تصویربرداری با تیمی حدود ۸۰ نفره شروع شد. نکته مهم برای من این است که تمام عوامل، از بازیگر تا عوامل فنی، همگی بومی خراسان شمالی بودند؛ این یک انتخاب آگاهانه و مبتنی بر باور به ظرفیتهای شهرستان بود.
برخی نهادها با وجود برخورداری از بودجههای مناسب در حوزه ایثار، شهادت و انقلاب، نهتنها همراهی نکردند، بلکه در مواردی سنگاندازی نیز صورت گرفت. این مسئله، صرفاً شخصی نیست؛ یک آسیب ساختاری در سیاستگذاری فرهنگی کشور است.
بدتر از آن، نگاه جشنوارهای ناعادلانه است؛ فیلمساز شهرستانی با حداقل امکانات و بودجه، در کنار فیلمساز مرکزنشین با بودجههای سنگین و زیرساخت کامل، داوری میشود، بیآنکه شرایط تولید لحاظ شود. اگر عدالت فرهنگی مدنظر است، باید عدالت در داوری، بودجه و امکان دیدهشدن هم محقق شود.
این مستند ساز در پایان درباره شرایط تولید مستند بیان کرد: آفیشها از شش صبح با گریمهای سنگین شروع میشد و گاه تا نیمهشب ادامه داشت؛ بدون امکانات رفاهیِ درخور. اما هیچکس گلایه نمیکرد. یکی از بازیگران نقش شهید، پیش از هر برداشت، به گلزار شهدا میرفت و سپس مقابل دوربین قرار میگرفت. اینها اتفاقی نیست؛ این همان چیزی است که من از آن بهعنوان سینمای دینیِ زیسته یاد میکنم. ما در «دوران طلایی خاطرهگویی» هستیم. هنوز بسیاری از رزمندگان دفاع مقدس در قید حیاتاند. اگر این فرصت از دست برود، چیزی جای آن را پر نخواهد کرد. اگر زمانی فصل جبهه بود، امروز فصل روایتگری است. روایت، مکمل مجاهدت است و این روایتگری نیازمند حرکتی زینبگونه است.
برای نوشتن نظر ثبت نام کنید و یا وارد حساب کاربری خود شوید