در گفت و گو با محمد امین حسام کارشناس رسانه صورت گرفت؛

زبان رسمی دین برای نسل جوان غیرقابل اعتماد شده است


محمد امین حسام پژوهشگر رسانه گفت: بر محافظه‌کاری، دین را خطابه‌ای دانستیم که فقط آن را از بالا به پایین خوانده‌ایم و این درحالی است که نسل نوجوان و جوان ما به بحث و گفت‌وگو و تبادل نظر و بیان تجربه شخصی خود از دین و دینداری نیاز دارد تا حدی که بتواند به شفافیت با دین ملموس بشود.



به گزارش روابط عمومی مرکز هنری رسانه ای نهضت، در جهان امروز که رسانه‌ها به مهم‌ترین بستر شکل‌گیری افکار عمومی بدل شده‌اند، رابطه‌ میان دین و رسانه به مسئله‌ای اساسی در مطالعات فرهنگی و اجتماعی تبدیل شده است. گفت‌وگوی حاضر با  محمدامین حسام، نویسنده و پژوهشگر حوزه رسانه، ناظر به همین پیوند پرچالش است؛ جایی که رسانه از یک‌سو می‌تواند ابزار فهم و ترویج معارف دینی باشد، و از سوی دیگر در صورت غلبه‌ منطق شهرت و نمایش، به سطحی‌سازی باورهای دینی بی‌انجامد. در این مصاحبه، مفاهیمی چون «سلبریتی مذهبی»، «تقوای رسانه‌ای» و «زبان ارتباطی دین با نسل جدید» از منظر کارکردی بررسی می‌شود تا روشن گردد که چگونه می‌توان میان اقتضائات رسانه و اصالت دین تعادل برقرار کرد. اهمیت این گفت‌وگو در آن است که نشان می‌دهد پایداری دین‌داری در عصر رسانه نه در حذف رسانه، بلکه در بازیابی عقلانیت، صداقت و عدالت در روایت دینی از طریق رسانه نهفته است.

در ابتدای گفت‌وگو محمدامین حسام، پژوهشگر حوزه رسانه، به بحث قابل اعتماد بودن سلبریتی‌های مذهبی و ضرر و منفعت آنها برای انتقال پیام اصیل دینی اشاره کرد و در این خصوص گفت: قبل از همه باید بررسی بکنیم و ببینیم که به‌طور اساسی سلبریتی یا چهره معروف رسانه‌ای پدیده مقبولی است یا خیر. بهترین پاسخی که مطرح می‌شود این است که سلبریتی به‌عنوان ابزار رسیدن به هدف برنامه، می‌تواند یک پدیده مقبول و مشروع باشد ولی اینکه بخواهد به‌عنوان هدف و به‌عنوان یک الگو برای افراد جامعه، در رسانه ضریب پیدا بکند و دیده بشود، مناسب نیست. به همین خاطر اگر توجه کرده باشید متأسفانه اکنون در عصر رسانه‌ منطق دیده‌شدن بر منطق مرجعیت پیشی گرفته است و متأسفانه این امر به ناگریز تا حدی رخدادی چون شکل‌گیری سلبریتی مذهبی را به‌دنبال خواهد داشت. با این همه باید دقت داشته باشیم که در این میان بحث سطحی‌سازی و شخصی‌سازی دین اتفاق نیفتد تا خدایی ناکرده ساحت دین آسیب پیدا بکند.

تقوای رسانه یا بی‌تقوایی رسانه‌ای!؟

او در ادامه بحث ساده‌سازی دین برای جذب مخاطب را پیش کشید و بیان کرد: نکته خیلی مهم در خصوص این بحث این است که ساده‌سازی اگر به معنای قابل فهم‌سازی برای مخاطب باشد خب به‌طور طبیعی و قطعی یک اقدام ضروری است چراکه ما نه تنها اکنون بلکه باید در سال‌های گذشته این کار را انجام می‌دادیم. اما اگر ساده‌سازی به معنای حذف لایه‌های معرفتی و تاریخی و فقهی باشد دقیقا همان معنای سطحی‌سازی را به‌دنبال خواهد داشت.

ما در سال‌های اخیر روایت‌های رسانه‌ای داشتیم خصوصا در برنامه محفل، اما همین برنامه و امثال آن هم به‌سمت دین‌داری هیجانی نرفتند، و در عوض خواستند با قابل فهم‌سازی دین، عمق معرفتی مخاطب را بیشتر بکنند. و این درحالی است ما باید به این امر دقت داشته باشیم که دین‌داری پایدار نیازمند ایجاد تعادل بین عاطفه و عقلانیت و کنش اجتماعی یک فرد دیندار است.

این پژوهشگر حوزه رسانه، صداقت در روایت، پرهیز از اغراق و زیادگویی، رعایت عدالت در بازنمایی به معنای تقدم حقیقت بر مصلحت کوتاه مدت را تقوای رسانه‌ای دانست و به هر نحوی دیده‌شدن، رشد سلبریتی‌ها به معنای ابزاری برای دیده‌شدن خود نه دیده‌شدن معارف دینی را از نشانه‌های بی‌تقوایی رسانه‌ای برشمرد.

وی در ادامه به رسانه‌های جمعی از منظر تقوای رسانه‌ای نمره داد و گفت: حال با توجه به تعاریف گفته شده اگر بخواهم به «تقوای رسانه‌ای» نمره بدهم باید بگویم که، رسانه‌های جمعی ما خصوصا تلویزیون تا حدی از تقوای رسانه‌ای یا اخلاق رسانه‌ای برخوردار هستند یعنی می‌توان آنها را قابل قبول دانست.

غیرقابل اعتماد بودن زبان رسمی دین برای نسل جوان

محمدامین حسام در خصوص نامفهوم یا غیرقابل اعتماد بودن زبان رسمی دین برای بخشی از نسل جوان گفت: این بحث چند وجهی است و نمی‌شود خیلی متقن در مورد آن سخن گفت. و باید همه جوانب اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و تاریخی را بررسی کرد و این امر به خودی خود یک تحقیق بلند مدت را می‌طلبد. اما اینکه چرا ما نتوانستیم زبان رسمی دین را خیلی خوب به نسل جدید یاد بدهیم باید عرض کنم که مشکل از دین نیست بلکه مشکل از مبلغان دین، رسانه‌های حقیقی و مجازی، آموزش و پرورش یا حتی هنر و معماری ماست. چراکه هریک از آنها به نحوی که باید نتوانستند پیام دین را به درستی منتقل بکنند. متأسفانه ما به‌عنوان مبلغان دین، علاوه بر محافظه‌کاری، دین را خطابه‌ای دانستیم که فقط آن را از بالا به پایین خوانده‌ایم و این درحالی است که نسل نوجوان و جوان ما به بحث و گفت‌وگو و تبادل نظر و بیان تجربه شخصی خود از دین و دینداری نیاز دارد تا حدی که بتواند به شفافیت با دین ملموس بشود.

وی ادامه راهکاری برای این معضل ارائه داد و افزود: به نظر بنده در حال حاضر بهترین راهکار این است که از یک طرف به نوجوانان و جوانان فرصت بدهیم تا پرسش‌ها و دغدغه‌های خودشان را در مورد دین مطرح کنند و از طرف دیگر بپردازیم به تربیت مبلغ‌های آشنا با رسانه‌های نوین، با فرهنگ دیجیتال، با ابزارهای تعاملی. مبلغ‌هایی که بتوانند روی رسانه‌ها تسلط داشته باشند و رسانه‌هایی را چه در فضای حقیقی و چه در فضای مجازی در خصوص دین و دینداری ایجاد کنند تا هم ما بتوانیم در طی میان مدت به نسل نوجوان و جوان دسترسی داشته باشیم و هم نسل نوجوان و جوان بتوانند در طی میان مدت به مبلغان دینی دسترسی داشته باشند.

سیاست با سیاست‌زدگی یا سیاست‌بازی فرق دارد

این پژوهشگر رسانه‌ای حضور دائمی چهره‌های دینی در منازعات سیاسی را یک اتفاق و رخداد خیلی مهم و حساس دانست. به این معنا که ما باید دقت داشته باشیم که در منازعات سیاسی نباید سرمایه معنوی یک چهره دینی چه در مقام مداح، چه در مقام قاری قرآن یا واعظ و سخنران دینی به سرمایه جناحی تبدیل بشود. و یا جناح‌های مختلف آن مقام را مصادره به مطلوب بکنند. او در ادامه به سخن مقام معظم رهبری در این خصوص اشاره کرد و گفت: رهبر انقلاب یک تعبیری دارند و می‌گویند سیاست با سیاست‌زدگی یا سیاست‌بازی فرق دارد. اینکه اسلام ما یک اسلام سیاسی باشد و اسلام سکولاری نباشد خب این طبیعی است که ما بخواهیم چنین واقعه‌ای را رقم بزنیم. در حقیقت این کمال مسلمانی ماست که اسلام‌ ما یک اسلام سیاسی باشد. اما اینکه ما درگیر حواشی سیاسی، درگیر مناز‌عات سیاسی، درگیر جناح‌بندی‌های سیاسی بشویم باعث می‌شود که نقش هدایتی ما به نقش رقابتی تبدیل بشود. و همین امر سبب می‌شود که چهره دینی‌ای که نقش رقابتی به خودش گرفته است، مرجعیتش را از منظر اجتماعی از دست بدهد. به هر حال می‌دانیم که سیاست به معنای جناح‌بازی نیست بلکه سیاست به معنای واکنش دادن نسبت به عدالت، فساد و تبعیض است و همه این موارد می‌تواند مقدمه‌ای باشد برای ورود به مباحث سیاسی نه منازعه حزبی و جناح‌بازی.

حسام در ادامه به بحث میدان‌داری رسانه‌ها و برنامه‌های دینی در برخی بحران‌های اجتماعی مثل فقر، فساد، تبعیض، پرداخت و اظهار کرد: اینکه رسانه‌های دینی ما یا چهره‌های مذهبی ما نتوانستند در یک سری از بزنگاه‌ها و بحران‌های اجتماعی به‌خوبی میدان‌داری بکنند دلیلش یک چیز است و اینکه متأسفانه ما دین را صرفا به مناسک و شعائر دینی تقلیل دادیم چیز دیگریست. و این درحالی است که همان‌طور که امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری به ما یاد دادند دین ما ابعاد مختلف عدالت‌خواهانه، اجتماعی و سیاسی دارد. و ما باید به‌عنوان یک مسلمان این مهم را برای مخاطب مذهبی در رسانه برساخت می‌کردیم. به تعبیر دیگر ما به جای اینکه برویم به‌سمت مناسبت‌گرایی باید به‌سمت مسئله‌محوری و مسئله‌گرایی می‌رفتیم، یعنی مخاطب مذهبی‌مان را با تفکر انتقادی‌ای که دارد مسئله‌محور می‌کردیم، اما متأسفانه این کار را انجام ندادیم.

خطر تغییر ماهیت و کارکرد آیین‌ها و برنامه‌های دینی در رسانه ملی

پژوهشگر رسانه، در پایان سخنانش پای تبدیل آیین‌ها و مناسک معنوی به محصول رسانه‌ای و احتمال وقوع بحران تغییر ماهیت و کارکرد آنها را به میان کشید و گفت: رسانه به‌طور ذاتی مبتنی بر شو و نمایش است. وقتی که ما می‌گوییم «رئالیتی‌شو»، در حقیقت «رئالیتی‌شو» از دو کلمه تشکیل می‌شود؛ یکی «رئالیتیک» به معنای واقعیت و دیگری «شو» به معنای نمایش. و به‌طور اساسی «شو» می‌تواند آیین را به فرم نمایشی تبدیل بکند، یعنی همه رسانه‌ها این ظرفیت را دارند که یک آیین دینی یا آیین مذهبی را به یک فرم نمایشی تبدیل کنند. که نمونه آن را در برنامه معلا و محفل دیدیم. منتهای مراتب خطری که این وسط ما را تهدید می‌کند، غلبه فرم بر معنا است. یعنی فرم آن‌قدر بر معنا چیره گردد که به‌طور اساسی آن آیین از معنا تهی بشود. حال به‌طور طبیعی برای کاهش این معضل باید هم به اصالت فضا و اصالت آن ایده و مفهوم آیینی و دینی توجه بکنیم و مراقب باشیم که از خطوط قرمزش و از ماهیتش خالی نشود و هم حواسمان به مخاطب باشد تا جایی که مخاطبین در فرمی که ما ارائه می‌دهیم مشارکت واقعی داشته باشند. یعنی ما باید از مخاطبین بازخورد بگیریم و در نهایت بکوشیم تا در جلوه‌های نمایشی افراطی صورت نگیرد و حدود و صحور خط قرمز ما کاملا مشخص باشد.

 

نظرات

برای نوشتن نظر ثبت نام کنید و یا وارد حساب کاربری خود شوید