رئیس سازمان دارالقرآن الکریم:
حجتالاسلام تقیزاده درباره این تلقی که دین در رسانه رسمی بیشتر «ابزار مشروعیتبخشی» شده تا «منبع معنا»، میگوید: این تلقی تا حدی مطرح است، اما به نظر من مسئله در جای دیگری قرار دارد. مسئله آنجاست که اصحاب رسانه ما، یعنی افرادی که در فضای رسانه جریانساز هستند، لزوماً فاقد عمق معارفی نیستند؛ بلکه حتی افرادی داریم که واقعاً بهرههای قابل توجهی از معارف دینی بردهاند.
به گزارش روابط عمومی مرکز هنری رسانه ای نهضت، در سالهای اخیر، نسبت دین با رسانههای رسمی و نوین، به یکی از مهمترین موضوعات در عرصه فرهنگی تبدیل شده است؛ نسبتی که از یکسو به نحوه بازنمایی معارف دینی بازمیگردد و از سوی دیگر، به تأثیر رسانهها بر شکلگیری یا تضعیف دینداری در جامعه، بهویژه در میان نسل جوان. در همین زمینه، حجتالاسلام علی تقیزاده، رئیس سازمان دارالقرآن الکریم، به بررسی این چالشها و ارائه تحلیلی از وضعیت موجود پرداخته است.
مسئله اصلی: فقدان «تبدیلگر» میان دین و رسانه
حجتالاسلام تقیزاده درباره این تلقی که دین در رسانه رسمی بیشتر «ابزار مشروعیتبخشی» شده تا «منبع معنا»، میگوید: این تلقی تا حدی مطرح است، اما به نظر من مسئله در جای دیگری قرار دارد. مسئله آنجاست که اصحاب رسانه ما، یعنی افرادی که در فضای رسانه جریانساز هستند، لزوماً فاقد عمق معارفی نیستند؛ بلکه حتی افرادی داریم که واقعاً بهرههای قابل توجهی از معارف دینی بردهاند.
او تأکید میکند: مسئله اصلی، نبود «مبدل» است؛ یعنی آن عنصری که بتواند این عمق معارف را به یک قالب رسانهای تبدیل کند. وقتی چنین عنصری وجود نداشته باشد، طبیعتاً عنصر جذابیت و میل مخاطب بر همه چیز غلبه میکند. در این شرایط، گاهی میل مخاطب پررنگتر میشود و گاهی میل حاکمیت.
وی ادامه میدهد: اگر در جایی رسانه نتواند «منبع معنا» باشد، به این دلیل است که تبدیل گزارههای دینی به زبان و فرم رسانهای، خود یک دانش، فناوری و مهارت پیچیده میطلبد که ما در این حوزه با خلأ مواجهیم.
مسئله جوانان: غیبت «امر واقعی» دین
رئیس سازمان دارالقرآن الکریم در پاسخ به این پرسش که مسئله جوانان «بیدینی» است یا «بیاعتمادی به نهاد دین»، تصریح میکند: به نظر من مسئله جوانان اساساً این دو مورد نیست. مسئله این است که آن امور اصلی که دین مطرح کرده و میتواند زندگی جوانان را سامان دهد، از دسترس آنها خارج شده است.
او توضیح میدهد: اگر این امور بهدرستی و بهصورت هنرمندانه در دسترس جوانان قرار گیرد، توان، انرژی و انگیزه آنها در همان مسیر به کار گرفته میشود. بهعنوان مثال، در دوران انقلاب، نوجوانانی که حتی بهظاهر از نظر دینی در سطح پایینتری بودند، وقتی با یک «امر واقعی» مانند قیام لله مواجه شدند، به میدان آمدند و نقشآفرینی کردند.
وی میافزاید: وقتی این میدانها و موضوعات واقعی در دسترس نباشد، جوان یا درگیر لهو و لعب و حاشیهها میشود، یا این انرژی در مسیرهای نادرست به کار گرفته میشود؛ چنانکه در برخی اغتشاشات اخیر، بخشی از این ظرفیت جوانانه را در جهت خلاف مشاهده کردیم.
رسانه در وضعیت دفاعی؛ چرا میدان به مسائل اجتماعی داده نمیشود؟
تقیزاده درباره چرایی کمرنگ بودن نقش رسانهها و برنامههای دینی در حل مسائل اجتماعی مانند فقر و فساد میگوید: ما در یک هجمه شدید رسانهای قرار داریم؛ بهگونهای که اگر بخواهیم تصویرسازی کنیم، میتوان گفت ۹۹ درصد فضای رسانهای در اختیار دشمن است و سهم ما بسیار محدود است.
او تأکید میکند: همین مسئله باعث میشود همان ظرفیت محدود را نیز صرف دفاع کنیم؛ یعنی بیشتر به بیان نکات مثبت بپردازیم و از ورود به برخی نقدها و مسائل پرهیز کنیم، چراکه احساس میشود دشمن خود در حال تخریب است و اگر ما هم ضعفها را مطرح کنیم، این روند تشدید میشود.
وی در عین حال خاطرنشان میکند: البته در سطح کلان، مسائلی مانند ضعف در روحیه آزاداندیشی و فراهم نبودن فضای مناسب برای طرح دیدگاههای مختلف نیز وجود دارد، هرچند نمیخواهم بگویم اینها اصل ماجراست.
ظرفیتها و محدودیتهای رسانه در انتقال دین
حجتالاسلام تقیزاده در پاسخ به این پرسش که چه بخشی از دین را میتوان در قالب رسانه منتقل کرد، میگوید: اگر رسانه را به معنای عام در نظر بگیریم، یعنی همه سکوهای انتقال پیام؛ در این صورت میتوان از ظرفیت آن بهخوبی استفاده کرد.
او ادامه میدهد: اما اگر منظور رسانه رسمی مانند صدا و سیما باشد، طبیعتاً این رسانه بیشتر در لایههایی مانند آگاهیبخشی و ایجاد انگیزه میتواند نقشآفرینی کند.
وی در پایان تأکید میکند: انتقال عمق معارف دینی، در برخی سطوح نیازمند ارتباطات حضوری و اجتماعیِ واقعی است و رسانه بهتنهایی نمیتواند همه این کارکردها را بر عهده بگیرد.
برای نوشتن نظر ثبت نام کنید و یا وارد حساب کاربری خود شوید