روایت مجری مستند «سرزمین ستارهها» از جستوجوی چهرههای کمتر دیدهشده قرآنی؛
مهدی حبیبی، مجری و پژوهشگر مستند «سرزمین ستارهها» با اشاره به جستوجوی گسترده گروه سازنده برای یافتن چهرههای کمتر دیدهشده قرآنی گفت: «هدف ما این بود که محافل کوچک و جلسات خانگی قرآن که با کمترین امکانات شکل گرفتهاند و افرادی که با وجود تلاش فراوان کمتر دیده شدهاند، فرصت حضور در قاب رسانه را پیدا کنند.»
به گزارش روابط عمومی مرکز هنری رسانهای نهضت، در بعضی خانهها، قرآن با کمترین امکانات خوانده میشود؛ در روستاهایی دور از مرکز و میان مردمی که شاید هیچگاه نامشان به قاب رسانه راه پیدا نکرده باشد. گاهی سوژههای قرآنی را باید در میان همین چهرههای کمتر دیدهشده جستوجو کرد؛ پزشکی که در محیط کار خود به دنبال برپایی محافل قرآنی است، مهندسی که دغدغه ترویج قرآن دارد یا زنی که سالها پیش برای فعالیت قرآنی راهی منطقهای محروم شده و اکنون بخشی از جریان قرآنی آن منطقه را شکل داده است.
«سرزمین ستارهها» با همین نگاه، راهی شهرها و روستاهای مختلف ایران شده است تا روایت کسانی را به تصویر بکشد که قرآن، بخشی از زندگی و فعالیت روزمره آنهاست؛ روایتهایی که کمتر دیده و شنیده شدهاند.
هدف؛ دیدهشدن جلسات قرآنی که بیصدا شکل گرفتهاند
مهدی و علی حبیبی، دو برادر، در «سرزمین ستارهها» مسئولیت اجرا و پژوهش این مستند را برعهده داشتهاند؛ مجموعهای که هدف اصلی آن، پیدا کردن و روایت فعالیتهای قرآنی کمتر دیدهشده در شهرها و روستاهای مختلف ایران بوده است. مهدی حبیبی درباره هدف تولید این مستند میگوید: «هدف ما این بود که محافل کوچک قرآن کریم، بهویژه جلسات خانگی قرآن که با کمترین امکانات و تجهیزات شکل میگیرند و به احیای سنت قرآنخوانی کمک میکنند، فرصت دیدهشدن پیدا کنند؛ بهویژه فعالیت افرادی که با وجود تلاش فراوان، تاکنون کمتر دیده شدهاند.»
او که مسئولیت پژوهش این مجموعه را نیز برعهده داشته است، درباره روند شناسایی سوژهها میگوید: «کار شناسایی سوژهها را از میان نزدیک به هزار مورد آغاز کردیم؛ در مرحله نخست، این تعداد به ۳۰۰ سوژه رسید، سپس به حدود ۱۰۰ سوژه کاهش یافت و در نهایت به ۵۰ سوژه رسیدیم که در شهرها و روستاهای مختلف کشور قرار داشتند.»
به گفته حبیبی، ارتباط قدیمی او با حافظان قرآن در استانهای مختلف کشور نیز در شناسایی این سوژهها مؤثر بوده است و این ارتباطات به گروه پژوهش کمک کرده تا افراد و جلسات کمتر شناختهشده را پیدا کند.
او تأکید میکند که در انتخاب سوژهها، تلاش شده بود فعالیت حرفهای افراد ارتباط مستقیمی با قرآن نداشته باشد تا مجموعه بتواند طیف متنوعی از افراد را روایت کند. حبیبی میگوید: «تلاش من این بود که سوژهها لزوماً حافظ یا قاری نباشند؛ برای مثال، میان آنها موتورساز، شاتر، مهندس و پزشک داشتیم. هدف این بود که در کنار فعالیت قرآنی، تنوع و جذابیت بصری و روایی نیز برای مخاطب ایجاد شود.»
او در عین حال توضیح میدهد که در دو مورد، قاری یا حافظ نیز بهعنوان سوژه انتخاب شده است، اما این انتخاب در چارچوب سناریوی از پیش طراحیشده قرار داشته و قاری یا حافظ، حلقه اتصال روایت بوده است.
وقتی «سرزمین ستارهها» از مرزهای ایران عبور میکند
حبیبی درباره بازخوردهایی که این مستند دریافت کرده است نیز به استقبال برخی فعالان قرآنی خارج از کشور اشاره میکند و میگوید: «چند روز پیش یکی از استادان قرآن هندوستان را دیدم که مجموعه «سرزمین ستارهها» را دیده و بسیار پسندیده بود. او پیشنهاد کرد که امکان تولید پنج ، شش قسمت از برنامه در هند نیز فراهم شود و اعلام کرد که در آنجا سوژههای بسیار خوبی برای معرفی وجود دارد.»
به گفته او، استقبالهایی نیز از سوی فعالان قرآنی در کشورهایی مانند ترکیه، امارات، دبی و افغانستان صورت گرفته است.
حبیبی این استقبالها را زمینهای برای توسعه جغرافیایی مجموعه میداند و میگوید اگر امکانات مالی و اسپانسر مناسب فراهم شود، یکی از اهداف او برای فصل چهارم، تولید بخش برونمرزی این مجموعه است.
او تأکید میکند که استقبال از «سرزمین ستارهها» از این جهت برای گروه سازنده اهمیت دارد که پیش از این برنامهای با این رویکرد و در این قالب درباره موضوعات فرهنگی، مذهبی و اعتقادی تولید نشده بود و با وجود دشواریهای تولید، مجموعه توانسته به نتیجه مطلوبی برسد.
روایتی که از قاب تلویزیون به یک اتفاق واقعی رسید
حبیبی یکی از تجربههای ماندگار خود در جریان تولید «سرزمین ستارهها» را مربوط به یکی از قسمتهای فصل نخست میداند؛ داستان زنی جوان از استان فارس که پس از حفظ قرآن، حدود ۱۷ تا ۱۸ سال پیش برای فعالیت قرآنی به یکی از شهرهای سیستان و بلوچستان مهاجرت کرده است. او درباره این سوژه میگوید: «این بانوی جوان با دغدغه تربیت حافظان قرآن به آن منطقه رفت؛ نه لزوماً حافظان کل قرآن، بلکه با هدف تربیت نیروهای قرآنی. امروز نزدیک به ۷۰ استاد تربیت کرده و به واسطه فعالیتهای او، حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ حافظ قرآن در آن شهر، که از نظر اقتصادی در شرایط بسیار محرومی قرار دارند و در کپر زندگی میکنند، تربیت شدهاند.»
به گفته حبیبی، روایت این فعالیت قرآنی تنها به پخش تلویزیونی محدود نمانده و به یک اتفاق عینی نیز منجر شده است: «یکی از خیران تهران این برنامه را دیده بود و به واسطه همین روایت قرآنی و پخش آن، حدود یک میلیارد تومان کمک کرد. با این کمک، سیستم آبرسانی و لولهکشی روستاهای آن منطقه در دلگان استان سیستان و بلوچستان انجام شد.»
او این تجربه را یکی از رضایتبخشترین اتفاقات برای خود میداند؛ چراکه یک روایت تلویزیونی توانسته است از مرحله دیدهشدن عبور کند و به نتیجهای ملموس برای مردم منطقه برسد.
گلایه از دیدهنشدن استعدادهای شهرستانی
حبیبی یکی از مهمترین موانع پیش روی استعدادهای قرآنی را دیدهنشدن آنها، بهویژه در شهرستانها، میداند و در این زمینه انتقاد خود را متوجه ساختارهای متولی توسعه قرآنی میکند و میگوید: « متأسفانه به بچههای شهرستان، بهویژه قاریان و حافظان، کمتوجهی میشود.دغدغه من این است که هر استان بتواند شورای عالی قرآن خودش را تشکیل دهد و ساختاری مشابه ساختار کشوری داشته باشد تا استعدادهای همان منطقه در آنجا شناسایی و پرورش پیدا کنند.»
حبیبی با اشاره به گستره جغرافیایی سفرهای گروه پژوهش میگوید:« این جستوجو از شمالغربیترین روستاهای کشور، از جمله یکی از روستاهای خوی که به روستای لکلکها معروف است، تا جنوبشرقیترین شهرها و روستاهای ایران ادامه داشته و در این مسیر، مسئله دیدهشدن همواره یکی از دغدغههای اصلی بوده است.»
او تأکید میکند: «یکی از بزرگترین اهداف مجموعه و همچنین پژوهش این بود که سوژهها بر اساس میزان فعالیت قرآنی و دغدغهای که نسبت به قرآن دارند، انتخاب شوند تا کارشان دیده شود.»
قرآن محدود به شغل و جایگاه نیست
به گفته حبیبی، یکی از نکات مهمی که در جریان پژوهش مجموعه برای او روشن شده، وجود فعالیتهای قرآنی در میان افرادی است که در نگاه نخست، شاید ارتباطی با این حوزه نداشته باشند.
او بهعنوان نمونه از دکتر علیرضا بحرالعلوم، متخصص بیهوشی و برادر بزرگتر استاد محمدمهدی بحرالعلوم، یاد میکند و میگوید: «ایشان دغدغه دارند بیمارستانهای تهران و قم و دیگر مراکزی را که در آنها فعالیت میکنند، قرآنیتر کنند. حتی هنگام بیهوش کردن بیمار، به پزشکان و کادر حاضر پیشنهاد میکنند که جمعخوانی سوره قدر یا سوره ناس داشته باشند.»
حبیبی این فعالیتها را نمونهای از تلاش برای ایجاد بستر قرآنی در محیطهای مختلف میداند و تأکید میکند که این موضوع نیازمند بسترسازی و حمایت از اصناف و گروههای مختلف است؛ گروههایی که در میان سوژههای ما نیز حضور داشتند. هر صنف و هر سازمانی بودجهای برای فعالیتهای قرآنی دارد، اما متأسفانه سازمانهای بزرگ، بودجههای قرآنی خود را صرف فعالیتهای قرآنی نمیکنند.
در همین مسیر، حبیبی به نمونههایی از فعالیتهای منسجم قرآنی در برخی شهرها نیز اشاره میکند و شهرضا در استان اصفهان را از جمله تجربههای قابل توجه میداند؛ شهری که به گفته او، از امام جمعه و مسئول سازمان تبلیغات تا آموزش و پرورش و دیگر مسئولان، چهرههای قرآنی در آن حضور دارند و فعالیتهای قرآنی در آن به شکل جمعی و هماهنگ دنبال میشود.
این تجربهها نشان میدهد فعالیت قرآنی الزاماً به جلسات تخصصی قرآن محدود نمیشود و میتواند در محیطهای کاری، میان اصناف و در ساختار اجتماعی یک شهر نیز شکل بگیرد. در سالهای اخیر نیز با حمایت و همراهی سازمان تبلیغات اسلامی، برنامهها و پویشهایی مانند «محفل»، «محفل ستارهها» و «زندگی با آیهها» توانستهاند با رویکردی متفاوت، روایتهای قرآنی را به مخاطبان گستردهتری برسانند.
حبیبی معتقد است ادامه این مسیر میتواند فرصت بیشتری برای دیدهشدن ظرفیتهایی فراهم کند که در نقاط مختلف کشور وجود دارند اما کمتر مجال حضور در قاب رسانه را پیدا کردهاند؛ ظرفیتی که «سرزمین ستارهها» نیز در سه فصل و ۳۹ قسمت، تلاش کرده است بخشی از آن را از شهرها و روستاهای مختلف ایران روایت کند.
«سرزمین ستارهها» به تهیهکنندگی علیاصغر سلطانینژاد و کارگردانی مسعود زارعیان، با مشارکت مرکز هنری رسانهای نهضت تولید شده و هر شب ساعت ۲۱ از شبکه قرآن و معارف سیما روی آنتن میرود.
برای نوشتن نظر ثبت نام کنید و یا وارد حساب کاربری خود شوید